تبلیغات
3 ثانیه - باور تلخ

باور تلخ نبودنت...
تاوان کدامین اشتباه بود؟
تو گفتی بمان و من ماندم...
اکنون که تو رفته ای...
من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی
خود خیره شده ام...
و نمیدانم اخر چه خواهد شد...
میروی و من نگاهت میکنم...
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو...
یک عمر برای گریستن وقت دارم...
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست...
و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
......




طبقه بندی: دل نوشته،

تاریخ : پنجشنبه 1 خرداد 1393 | 04:21 ب.ظ | نویسنده : سعید شروعی تازه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);